تبليغاتX
جملات بزرگان
 

روزي يک پري که در درخت انجيري خانه داشت

به لستر پيشنهاد کرد تا هرچه مي خواهد آرزو کند

لستر آرزو کرد علاوه بر اين آرزو، دو آرزوي ديگر هم داشته باشد

و با زيرکي به جاي يک آرزو، صاحب سه آرزو شد

بعد با هريک از اين سه

سه آرزوي ديگر هم درخواست کرد

و با اين حساب، افزون بر سه آرزوي قبلي،

مالک نه آرزوي ديگر هم شد !

آن گاه با زرنگي تمام،با هر يک از دوازده آرزو،

سه آرزوي تازه طلب کرد !

که مي شود چهل و شش تا......يا پنجاه و دو تا ؟

خلاصه با هر آرزوي تازه،

آرزوهاي بيشتري کرد.

تا سرانجان مالک پنج ميليارد و هفت ميليون و هيجده هزار و سي و چهار آرزو شد

آن وقت آرزوهايش را کنار هم چيد

و آواز خواند و پاي کوبيد.

بعد نشست و باز آرزو کرد!

بيشتر و بيشتر و بيشتر.....و آرزوها روي هم تلنبار شد.

در حالي که مردم لبخند مي زدند، ميگريستند،

عشق مي ورزيدند و حرکت مي کردند،

لستر ميان ثروت هايش

-که چون کوه از دور و برش بالا رفته بود-

نشسته بود و مي شمرد و مي شمرد و مي شمرد و هي پيرتر و پيرتر مي شد

تا سرانجام يک شب، وقتي به سراغش رفتند،

او را ديدند که ميان انبوهي از آرزو مرده است.

آرزوهايش را که شمردند،

معلوم شد حتي يک آرزو کم و کسر ندارد.

همگي تر و تازه !

بياييد، بياييد، از اين آرزوها چند تايي برداريد

و به لستر بينديشيد

که در دنياي سيب و دوستي و زندگي

تمام آرزوهايش را به خاطر آرزوي بيشتر تباه کرد ...

 

                                                                                  شل سیلور استاین

 

نوشته شده توسط هادی در جمعه 13 شهریور1388 ساعت 23:11 | لینک ثابت |
 

قبل نوشت : یادم رفته بود که ۲ روز پیش ( ۹ شهریور ) هفتمین سال درگذشت خواننده محبوبم

( زنده یاد فرهاد مهراد ) بوده . حیفم اومد که ازش یادی نکنم . پس این شما و این هم پستی درباره

فرهاد مهراد عزیز ( البته با ۲ روز تاخیر )

 

 

فرهاد مهراد :

خواننده ای از تبار حقیقت

خواننده ای که هیچگاه تن به ابتذال نداد

همیشه بر سر عقاید خود ماند

همیشه می گفت فرمایشی کار نمی کنم

کسی که یک قدم از جامعه خود جلوتر بود

موسیقی از دید او عارفانه بود نه مطربی

دوست نداشت ایمانش را جار بزند

بودنش در میان ما، مثل یه خواب کوتاه بود

ولی یه مرد بود، یه مرد واقعی ...

فرهاد خواننده بود اما از امتیازات خوانندگی استفاده نکرد . ترانه های سیاسی خواند اما میراث خوار

سیاست نبود . از هیچ نمدی توقع هیچ کلاهی نداشت . فرهاد مهراد اوج یک موسیقی ناب بود . او

از تعریف بی نیاز است . انچه خوب باشد می ماند و در گذر سالها، غبار فراموشی نمی گیرد و فرهاد

این چنین بود . فرهاد بوده، هست و می ماند . در خانه هایمان، در یادهایمان، و حتی در خلوت ها و

زمزمه هایمان . او جزئی از گذشته ماست که تا حال و حالهای اینده با ما خواهد بود ...

و بالاخره یه شب ماه اومد بیرون و او را از پیش ما برد :

یه شب مهتاب ... ماه مباد تو خواب ... منو می بره ... از توی زندون ... مثل شب پره ... با خودش بیرون

و ۹ شهریور ۱۳۸۱ ، صبح یک یکشنبه غمگین فرهاد رفت . رفت تا جدول نیمه تمام عمرش را پر کند .

همان جدولی که سی سال پیش در < هفته خاکستری > خوانده بود :

ظهر یکشنبه من ... جدول نیمه تموم ... همه خونه هاش سیاه ... روی خونه جغد شوم ...

 

این هم مطلبی از اشکان خواجه نوری به مناسبت درگذشت فرهاد :

گنجشکک اشی مشی پر زد ...

مطمئن بود كه دوباره پاييز را نخواهد ديد و گرنه نمي خواند “بر شنهاي تابستان زندگي را بدرود خواهم گفت“.مي گفت از مرگ نمي هراسم بارها بس بسيار با او روبرو شده ام.سالها بود كه انتظارش را مي كشيد .مي گفت من يك قوري شكسته صد بار بند زده شده ام . مي گفت سليمانم.پيكرم بر عصايم لميده و تا موريانه عصا را از بين نبرد هيچ كس باور نمي كند كه سالهاست مرده ام.

مي گفت فرهاد سالهاست كه مرده و معشوق هاش است كه در ظاهر فرهاد مي خواند و مي نوازد.راستي معشوقه اش چه مي كند؟از امروز چگونه مي تواند زير سقفي كه صداي خسته معشوقش آن را معني مي كرد زندگي كند؟

راستي چه كسي به خود اين اجازه را خواهد داد كه كلاويه هاي سازش را بفشارد؟چه كسي مي تواند جا پاي او بگذارد؟چند سال يا چند قرن ديگر فرهادي ديگر متولد خواهد شد؟

ديگر چه كسي پيدا مي شود  كه در آوازش از محمد(ص) دادخواهي و مردمش را بيدار كند و سكوت ديرينه اش را با “مرغ سحر“ بشكند؟

فرهاد ديگري زاده مي شود كه وقتي از “دخت شرمگين اميد،ايران“ مي خواند چشمانش خيس شود؟

چه كسي زاده خواهد شد كه وطنش را به هيچ نفروشد و آرزو كند كه “اي كاش آدمي وطنش را همچون بنفشه ها مي شد با خود ببرد هر كجا كه خواست“؟

نه هيچ كس،هيچ كس جاي او را نخواهد گرفت.

او نمرده است مگر زندگي هنرمند در اثرش معني نمي شود؟ پس او مي ماند.تا روزي كه جمعه باشد او زنده است.گنجشگك اشي مشي پرواز مي كند،نمي ميرد.

 

پ ن ۱ : بین تموم اهنگهای فرهاد، بدجوری عاشق این چند تا اهنگ هستم : سقف، بوی عیدی بوی

توپ، صدای بی صدا، یه شب مهتاب، آینه، کهن بور و بر، زمان در من خواهد مرد، جغد بارون خورده

و باز بین این چند تا، خیلی خیلی خیلی حال می کنم با : یه شب مهتاب .

پ ن ۲ : این هم لینک دانلود اهنگ یه شب مهتاب

http://www.guitarineh.com/Lyrix/Mp3/Ye%20Shabe%20Mahtab.mp3

پ ن ۳ : برای شادی روحش : یقرء الفاتحه مع الاخلاص و الصلوات

 

 

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت 5:6 | لینک ثابت |
       

                 

 

اعلامیه داد که از هر خانه ای یک تیر کلاش شلیک شود، جوابش را با خمپاره شصت می دهیم. زیرش

هم امضا کرد : محمود کاوه فرمانده عملیات سپاه مهاباد.

همه می گفتند،مردم را با ما دشمن می کنی . شب که شد از یک خانه چند تیر کلاش رسام شلیک

شد.انگار طرف داشت می گفت: "اگه راست می گی بزن".

خانه را زد . با آرپی جی و خمپاره شصت هم زد . همان شد . کموله و دموکرات زدند از شهر بیرون . رفتند

به کوه و کمر .

                                                                      از خاطرات همرزم شهید کاوه

 

تاریخ شهادت:11/6/1365  منطقه عملیاتی کربلای دو ، ارتفاعات 2519 حاج عمران
 
 
 
پ ن : افتخار می کنم که بچه محل شهید کاوه هستم .


نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 10 شهریور1388 ساعت 2:24 | لینک ثابت |
 

چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟

بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است

به بی عادتی، کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز

دو رکعت گلی را عبادت کنیم

به هنگام نیت برای نماز

به آلاله ها قصد غربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت

دمی بشنو از نی حکایت کنیم

چه اشکال دارد در آئینه ها

جمال خدا را زیارت کنیم

پراکندگی حاصل کثرت است

بیایید تمرین وحدت کنیم

بیا جیب احساس و اندیشه را

پر از نقل مهر و محبت کنیم

پر از گلشن راز از عقل سرخ

پر از کیمیای سعادت کنیم

بیایید تا عین عین القضات

میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نو آوری

نگاهی هم از نو به سنت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه ؟

بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست

همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی افتابی بده

که از باغ گلها حمایت کنیم

رعایت کن ان عاشقی را که گفت :

بیا عاشقی را رعایت کنیم .

 

                                                               دستور زبان عشق

                                                               شادروان قیصر امین پور

 

پ ن ۱ : هر وقت حال و حوصله درستی ندارم، میام سراغ این شعر . نمی دونم چرا اما بعد از

خوندنش آرامش عجیبی پیدا می کنم .

پ ن ۲ : روحت شاد یادت گرامی ( قیصر امین پور )

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 8 شهریور1388 ساعت 11:12 | لینک ثابت |
 

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>