تبليغاتX
جملات بزرگان

 

پ ن : کسی را برگزینیم که کم می گوید اما راست می گوید، گام کوچک اما استوار بر می دارد، از او یک وعده و صد وفا بخواهید نه صد وعده و نیم وفا!

 

 

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت 22:1 | لینک ثابت |
 

سلام سید! ...

«به کنج خلوت آرزوهای ما خوش آمدی»

گر چه ما را خیلی ترسانده‌اند و به حاشیه رانده‌اند، اما هنوز هم حرف‌هایی برای کسی که اهل شنیدن باشد، داریم ...

لابد باور نمی‌کنی که ما را ترسانده باشند!... خودمان هم تا مدت‌ها باور نمی‌کردیم ... اما واقعیت دارد... تو هم اگر نیک بنگری، می‌بینی که چقدر ما را ترسانده‌اند...!

ما که هنرمان، روایت دلیری و رسالت‌مان، خلق دلیران بود...

ما که دل را، در  سپردن به آرمان‌های سبز یافته بودیم...

ما که سنگینی جنگی نابرابر و هشت ساله را - از خاکریز تا خانه -  به دوش گرفتیم، بی آنکه خم شویم، خسته شویم و یا خالی شویم از خلوصی ناب که همه سلاح‌مان در آن حماسه کبیر بود... 

ما که برای فهم حقیقت، فکری باز و برای بیان واقعیت،  زبانی آزاد داشتیم ...

 آری سید، ما را بسیار ترسانده‌اند ... ما را که فقط از ترسیدن، می‌ترسیدیم.

 باور کن می‌ترسیم از اینکه بگوییم استقلال اندیشه و تهور انتقاد، از آنجا که متاع مطلوب و مجاز این بازار نیستند، مدت‌هاست که نزد بسیاری از ما بایگانی شده‌اند.

باور کن می‌ترسیم از اینکه بگوییم دلمان برای ادب و آداب ایرانی خیلی تنگ شده و در این دلتنگی، هیچ ردی از عدم تعلق به باورهای دینی‌مان نیست. 

باور کن می‌ترسیم از اینکه بگوییم نسبت به سربلندی نام ایران و ایرانی در جهان تعصب داریم ... و این، بیش از آنکه از سر التماس به جهان باشد، از سر احترام  به اصالت‌های ملی خودمان است.

سید! ... باور کن چندیست از نگاه کردن به چشمان پر سوال جوانان و کودکانمان طفره می‌رویم و ترجیح می‌دهیم که چیزی نپرسند ... نه از ما، که از دیروز می‌آییم و نه از آنهایی که داعیه فرداها را دارند...

دل مان برای حال و هوای آن روزهای سبز تنگ است... چه محترم بودیم همه‌مان و همه دیگران در آن روزها ... چه شوق و شعف بی‌حساب و کتابی بود برای انجام هر کار کوچک و بزرگ اجتماعی در آن روزها ... یادت می‌آید؟

ای سید سپید و  ای میر سبز انتخابات ایران زمین! بشنو! ...

ما دلمان برای ادب و آداب ایرانی، فخر ایرانی، فرهنگ ایرانی، فهم ایرانی، فضیلت ایرانی، مرد ایرانی، مادر ایرانی، فرزند ایرانی و فردای ایرانی، بسیار تنگ است ...

ما "همچو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزیم" ...

ما هم تباران سلمان فارسی، این صحابه اسوه، نه تنها از تو، که از همه مردان و مدیران در راه، می‌طلبیم که چون گوی سبقت از  میدان قدرت ربودند، از ایمان، مهر، اندیشه و سرزمین مقدس‌مان، فهیمانه و کریمانه و منصفانه حراست کنند.

ما به ریاست آن مردی سربلند خواهیم شد که این پرچم سه رنگ به زمین افتاده را بردارد، ببوسد و تا سپردن به دستان فرداییان، در اهتزاز بدارد... و  دل تنها به رای آن داوری بندد که همه چیز را می‌بیند، می‌داند و می‌شمارد... و بندگانش را از هر قوم و زبان و طایفه‌ای، عزیز می‌دارد.

یا حفیظ و یا امین   

 

تصاویری از همایش بزرگ دوم خرداد با حضور سید محمد خاتمی در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری ازادی :

 

 

 

 

 

 

پ ن ۱ : ما پیرو حسینیم ... حامی میر حسینیم 

پ ن : میر حسین انتخاب میشه ... خدا می دونه که حقشه ... به لطف یزدان و رای ما ... میر حسین

انتخاب میشه ... میر حسین انتخاب میشه ... لا لا لای  لای لا لا ی ...

پ ن ۳ : تقویم چه بی قرار است امسال ... یک معجزه ای در انتظار است امسال ... از یمن حضور

سبز سید، بی شک ... خرداد سر اغاز بهار است امسال

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت 20:28 | لینک ثابت |