احمد اقا ( احمد نجفی ) : یک جا هست که باید وایستی، یک جا هم هست که باید در بری . اما خدا
نکنه که جای این دو تا با هم عوض بشه . اونوقته که دیگه تا اخر عمر بدهکار خودتی .
دندان مار ( مسعود کیمیایی )
باور نمی کنم که نیستی
کوچه باغ در بهت غیبت تو
سکوت را نشانه می رود
تو بر بستر خفته ای
خوابی ارام و بی تشویش
رویای پرواز به دیدارت امده
شوق دیدار یار
ما را از یادت برده
بی قرار رفتنی، می دانم
کبوتران حرم به تو سلام می کنند
و تو از دورها به ما مینگری
به خانه قدیمی ات
به فرزندانت که گرد بستر تو ایستاده اند
و به پیله تنگت ...
پ ن ۱ : ۲۶ فروردین یاداور اغاز زندگی ابدی پدر مهربان، زحمتکش و خوب من است . روحش شاد .
پ ن ۲ : الان درست ۴ ساله که پدرم از بین ما رفته . پدر مهربونی که غم از دست دادنش بدجوری رو
دوشم سنگینی می کنه . هنوز بعد از گذشت ۴ سال به نبودنش عادت نکردم و مطمئنم که تا زنده
هستم باز هم عادت نخواهم کرد .
پ ن ۳ : بعضی وقتها ادم فکر می کنه اگر حرف دلش رو به کسی نگه دیوونه میشه . شاید هم بهتر بود
که نمی گفتم . اما دیگه خیلی دلم گرفته بود . گفتم شاید اینجوری سبک بشم .
پ ن ۴ : شادی روح تمام درگذشتگان فاتحه و صلوات . ![]()
![]()

