تبليغاتX
جملات بزرگان

زندگی نه با دقایقش که با لحظه هایش سنجیده می شود .  ( جمله تبلیغاتی فیلم )

 

نام فیلم : مورد عجیب بنجامین باتن (The Curious Case of Benjamin Button)

کارگردان : دیوید فینچر

نویسنده فیلمنامه : اریک راث

بازیگران : براد پیت، کیت بلانشت

خلاصه داستان : فيلم روايتي باورنكردني و مبالغه‌آميز نوزادي ست كه به شكل يك پيرمرد كوچك به دنيا

مي‌آيد. او هر چند كه نوزادي بيش نيست اما تمام نشانه‌هاي ضعف و سالخوردگي پيرمردي 80 ساله در

 او به چشم مي‌خورد. او زندگي‌اش را به شكلي معكوس و وارونه آغاز مي‌كند، به طوري‌كه با گذشت

زمان جوان و جوان‌تر مي‌شود تا به زمان نوزادي و ابتداي تولدش رسيده و زمان مرگش فرا مي‌رسد .

 

پ ن ۱ : البته باید اضافه کنم که تو این گیر و دار بنجامین عاشق هم میشه .  در اولین برخورد البته

معشوق ۱۳ـ۱۲ ساله است و در حال بازی . حال انکه بنجامین حدود ۶۰ سال داره و به اصطلاح عمری

ازش گذشته .

پ ن ۲ : بنجامین باتن همان چیزی است که در اصل از یک فیلم انتظار می رود . دروغی است که به

سادگی باورش می کنیم . به همین دلیل است که به راحتی می توان نشست و از دیدن ان لذت برد .

چون که می دانیم دروغ است، و می دانیم حقیقت دارد! لذت سینما هم به همین احساسات متناقضش

است  . و بنجامین باتن این احساسات را تمام و کمال در اختیار تماشاگرش می گذارد .

پ ن ۳ : شخصا عاشق سکانس ماقبل اخر فیلم هستم . صحنه ای که در ان بنجامین باتن به صورت

نوزادی که تازه متولد شده، در اغوش همسرش می میره . ( باید حتما این سکانس رو ببینید تا متوجه

بشین من چی میگم . )

پ ن ۴ : مورد عجیب بنجامین باتن، برگرفته از داستان کوتاهی ست از اسکات فیتز جرالد .

پ ن ۵ : این فیلم در ۱۳ رشته جایزه اسکار نامزد شده است .

پ ن ۶ : توصیه می کنم که فرصت دیدن بنجامین باتن رو از دست ندهید . فکر می کنم که دی وی دی

این فیلم با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی در اکثر شهرهای کشور پیدا بشه .

 

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 27 بهمن1387 ساعت 18:54 | لینک ثابت |

وقتی زیر سیگاری ها را شستند و پاک کردند، ما سیگار را ترک کردیم .

وقتی به ما گفتند که کتابهای مقدس، قمار کردن را از گناهان شمردند ما ورقها را سوزاندیم .

با نخستین نسخه سرزنش امیز طبیب، ما شراب خواری خوش شبهایمان را کنار گذاشتیم .

و چون داستان دستگیری بی کسان و یتیمان را در ساده ترین ایه های مذهبی خواندیم، جیب هایمان

را در دست اولین عابر فقیر تکاندیم و جامه هایمان را به دومین عابر برهنه بخشیدیم و شنیدیم که

گفتند : خوشا به حال فروتنان و پرهیزکاران که شادی دنیا از ایشان است .

انگاه ابتدایی، برهنه، تنها و غمگین رفتیم تا از رودخانه بگذریم . رود طغیان کرد و همه در اب فرو رفتیم .

 

                                                                                      مصابا و رویای گاجرات

                                                                                      زنده یاد نادر ابراهیمی

 

 

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 23 بهمن1387 ساعت 10:23 | لینک ثابت |