امشب
در تنهایی و سکوت
میان بهت و حیرت
ایران، سراسر اتفاق و پر از حادثه است .
ایرانی که در لحظه های تاریک تاریخ،
بارها و بارها
شکسته،
زخم خورده،
بغض کرده،
لرزیده،
سوخته،
گریسته،
اما ... از پا نیفتاده .
عشق
هدیه خداوند بی همتای خرد و عدالت است .
و ایران مملو از درد و رنج،
زاییده عشق است و زاینده ی عشق .
در بازی های تلخ و شیرین سرنوشت،
در اوج توفانهای ریشه برانداز سهمگین،
در بستر زلزله های مخرب و ویرانگر،
ایران مانده است .
و می ماند ...
ایران من
نگاه کن
بلند شو
گریه نکن
تو دردها و رنج ها را
بارها و بارها حس کرده ای
تو امدن و رفتن بیگانگان را
بارها و بارها دیده ای
تو با سوز و زخم
با ظلم و ستم
با خون و فریب
با بحران و جنگ
بیگانه نیستی
چشمهایت را نبند
در خود نشکن
بخند و بمان .
چون، عشق هرگز نمی میرد،
باور کن، عشق مردنی نیست .
عشق رفتنی نیست .
پ ن ۱ : یه جورایی حالم زیاد خوب نیست ... ![]()
پ ن ۲ : ای کاش می تونستم همه بغض و کینه ام رو یک جا فریاد بزنم . ای کاش ... ![]()
پ ن ۳ : یه مدتی میخوام برم مرخصی . حلالم کنید ... ![]()
پ ن ۴ : یا علی مددی ... ![]()
روزها :
روزهای خالی
روزهای پوک
روزهای دلگیر
روزهای پوچ
روزهای خاکستری
روزهای خاکستر
روزهای سودای رفتن در سر
***
شب ها :
شب های خاموش
شب های پیر
شب های زخم
شب های بی مرهم
شب های سیاهی
شب های سیاه
شب های پای رفتن، مانده در راه
***
سر به بالین می گذارم
با هزار تشویش
و بر می دارم بی هیچ امید
***
روزها و شب ها
روزهای تلخ
شب های زهر
...
تو یه سکانس از فیلم رستگاری در شاوشنگ ( شاهکار فرانک دارابونت ) شخصیت اصلی فیلم
به دوستش میگه : می دونی رفیق، امید چیز خوبیه . شاید بشه گفت بهترین چیزه و مطمئن باش
هیچ چیز خوبی،هرگز از بین نمیره ...
پ ن ۱ : ما هم امیدواریم به اینده ...
پ ن ۲ : خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند، مگر آنکه خود آن قوم بخواهند .
پ ن ۳ : انتخابات هم تموم شد ( فارغ از تمام حاشیه ها و حرف و حدیث هاش ) . از این تاریخ به بعد
دیگه از پست سیاسی تو این ویلاگ خبری نیست . مثل گذشته ...
طرفداران و حامیان میر حسین موسوی در :
مشهد :
![]()
ارومیه :
![]()
رشت :
کرج :
![]()
تبریز :
![]()
اردبیل :
![]()
شیراز :
![]()
تهران ( همایش بزرگ دوم خرداد ) :
![]()
و باز هم مشهد در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ( همایش بزرگ حامیان میر حسین موسوی
با حضور سید محمد خاتمی ) که خودم هم اونجا بودم و به جرات میگم که حدود
۶۰ هزار نفر از مردم مشهد ( چه داخل استادیوم و چه خیابانهای اطراف ان ) به این
همایش امده بودند :


همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
زصلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان ![]()
پ ن ۱ : ذکر این نکته ضروریه که هیچ وسیله ایاب و ذهابی موجود نبوده که این جمعیت رو از شهر ها
و روستاهای دیگر انتقال بدن به مراسم استقبال از میر حسین ![]()
![]()
پ ن ۲ : انشاالله و به امید خدا، این موج سبز روز جمعه کل کشور را فرا خواهد گرفت . ![]()
پ ن ۳ : سرزمینم سبز ... انتخابم سبز ... فردایم سبزتر ... ![]()
![]()

پ ن ۱ : همراه شو عزیز ... همراه شو عزیز ... تنها نمان به در ... کین درد مشترک ...
تنها جدا جدا ... درمان نمی شود ...
پ ن ۲ : دست در دست هم دهیم به مهر ... میهن خویش را کنیم سبز ![]()
![]()
پ ن ۳ : خدایا چنان کن سر انجام کار ... تو خشنود باشی و ما رستگار ![]()
![]()
امروز بعد از دیدن مناظره میر حسین موسوی و محمود احمدی نزاد ( اخه دیشب شرکت بودم
و نتونستم به طور مستقیم مناظره رو ببینم ) خیلی بیشتر به متانت، ادب و نزاکت این سید
گرامی ایمان اوردم . اما ای کاش میر حسین موسوی دیشب برای دقایقی کوتاه این ادب و نزاکت
را کنار می گذاشت ( در مقابل تهمت های احمدی نژاد ) و به ایشان می گفت :
اين فضاي آرامي كه تو در آن شروع به تهديد كردي حاصل تلاش 8 ساله خاتمي بود .
کاش می گفت : اين دوران امن را با آن دوران پر تلاطم جنگ قياس كردن خطاست .
كاش مي گفت : خالي نكردن پشت جبهه ها توسط مردم مرهون زحمات رجال سياسي آن زمان بود .
كاش مي گفت : سهميه بندي كوپني كالا نه تنها محدوديت نبود بلكه عين اجراي عدالت بود .
كاش مي گفت : دوران جنگ را به آرامش تبديل كردن هنر است يا دوران آرامش را به جنگ ؟
كاش مي گفت : داشتن مهر به موسوي پس از 20 سال ثمره دولت اوست يا تلاش براي جمع نمودن آرا پس از 4 سال ؟
كاش مي گفت : شان يك رييس جمهور در نزاكت اوست يا در سر كشيدن به اهل بيت مردم ؟
كاش مي گفت : اين هجمه ها نتيجه هجمه هايي است كه در اين 4 سال به هر كسي كه توانستيد وارد نموديد .
كاش مي گفت : هزينه اين تبليغات در برابر هزينه تبليغات از جيب شهرداري ، شستا ، موتلفه اسلامي
در انتخابات قبل و روزنامه ايران و چاپ كتاب محير العقول فرزند ملت و سي دي هاي پخش شده و
تبلیغات مستقيم و غير مستقيم صدا و سيما و تريبونهاي مرتبط و غير مرتبط و ... چیزی نسیت .
كاش انقدر موسوي خويشتندار نبود .
كاش 12 دقيقه آخر را از همان اول شروع مي كرد.
كاش و اي كاش ...
پ ن : جا داره همین جا از خاتون خاله عزیز تشکر کنم که دیشب حین پخش مناظره، با ارسال پیامک
منو در جریان گفتگو های ۲ طرف قرار می داد . خاله جان خیلی ممنون و سپاسگذارم ...![]()
برای مصطفی عزیز ( مدیر وبلاگ افسران سیاست ) :
نگران نباش . ان کس که به ابزار حقیقت مسلح است قدرت ایستادگی در برابر لشگری
از مدافعان دروغ را دارد .
پ ن : منتظر sms ت هستم که میگه : داش هادی به روزم . ![]()
پ ن : کسی را برگزینیم که کم می گوید اما راست می گوید، گام کوچک اما استوار بر می دارد، از او یک وعده و صد وفا بخواهید نه صد وعده و نیم وفا!
سلام سید! ...
«به کنج خلوت آرزوهای ما خوش آمدی»
گر چه ما را خیلی ترساندهاند و به حاشیه راندهاند، اما هنوز هم حرفهایی برای کسی که اهل شنیدن باشد، داریم ...
لابد باور نمیکنی که ما را ترسانده باشند!... خودمان هم تا مدتها باور نمیکردیم ... اما واقعیت دارد... تو هم اگر نیک بنگری، میبینی که چقدر ما را ترساندهاند...!
ما که هنرمان، روایت دلیری و رسالتمان، خلق دلیران بود...
ما که دل را، در سپردن به آرمانهای سبز یافته بودیم...
ما که سنگینی جنگی نابرابر و هشت ساله را - از خاکریز تا خانه - به دوش گرفتیم، بی آنکه خم شویم، خسته شویم و یا خالی شویم از خلوصی ناب که همه سلاحمان در آن حماسه کبیر بود...
ما که برای فهم حقیقت، فکری باز و برای بیان واقعیت، زبانی آزاد داشتیم ...
آری سید، ما را بسیار ترساندهاند ... ما را که فقط از ترسیدن، میترسیدیم.
باور کن میترسیم از اینکه بگوییم استقلال اندیشه و تهور انتقاد، از آنجا که متاع مطلوب و مجاز این بازار نیستند، مدتهاست که نزد بسیاری از ما بایگانی شدهاند.
باور کن میترسیم از اینکه بگوییم دلمان برای ادب و آداب ایرانی خیلی تنگ شده و در این دلتنگی، هیچ ردی از عدم تعلق به باورهای دینیمان نیست.
باور کن میترسیم از اینکه بگوییم نسبت به سربلندی نام ایران و ایرانی در جهان تعصب داریم ... و این، بیش از آنکه از سر التماس به جهان باشد، از سر احترام به اصالتهای ملی خودمان است.
سید! ... باور کن چندیست از نگاه کردن به چشمان پر سوال جوانان و کودکانمان طفره میرویم و ترجیح میدهیم که چیزی نپرسند ... نه از ما، که از دیروز میآییم و نه از آنهایی که داعیه فرداها را دارند...
دل مان برای حال و هوای آن روزهای سبز تنگ است... چه محترم بودیم همهمان و همه دیگران در آن روزها ... چه شوق و شعف بیحساب و کتابی بود برای انجام هر کار کوچک و بزرگ اجتماعی در آن روزها ... یادت میآید؟
ای سید سپید و ای میر سبز انتخابات ایران زمین! بشنو! ...
ما دلمان برای ادب و آداب ایرانی، فخر ایرانی، فرهنگ ایرانی، فهم ایرانی، فضیلت ایرانی، مرد ایرانی، مادر ایرانی، فرزند ایرانی و فردای ایرانی، بسیار تنگ است ...
ما "همچو بید بر سر ایمان خویش میلرزیم" ...
ما هم تباران سلمان فارسی، این صحابه اسوه، نه تنها از تو، که از همه مردان و مدیران در راه، میطلبیم که چون گوی سبقت از میدان قدرت ربودند، از ایمان، مهر، اندیشه و سرزمین مقدسمان، فهیمانه و کریمانه و منصفانه حراست کنند.
ما به ریاست آن مردی سربلند خواهیم شد که این پرچم سه رنگ به زمین افتاده را بردارد، ببوسد و تا سپردن به دستان فرداییان، در اهتزاز بدارد... و دل تنها به رای آن داوری بندد که همه چیز را میبیند، میداند و میشمارد... و بندگانش را از هر قوم و زبان و طایفهای، عزیز میدارد.
یا حفیظ و یا امین
تصاویری از همایش بزرگ دوم خرداد با حضور سید محمد خاتمی در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری ازادی :
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پ ن ۱ : ما پیرو حسینیم ... حامی میر حسینیم ![]()
پ ن : میر حسین انتخاب میشه ... خدا می دونه که حقشه ... به لطف یزدان و رای ما ... میر حسین
انتخاب میشه ... میر حسین انتخاب میشه ... لا لا لای لای لا لا ی ... ![]()
پ ن ۳ : تقویم چه بی قرار است امسال ... یک معجزه ای در انتظار است امسال ... از یمن حضور
سبز سید، بی شک ... خرداد سر اغاز بهار است امسال ![]()

پ ن ۱ : سبز می شویم تا سبز بمانیم در سبزینه های یک رویش با ارائی سبز ![]()
پ ن۲ : به امید سبز شدن زندگی همه ایرانیان ![]()
پ ن ۳ : هر چند بیست سال دیر امده است ... در بیشه سبز انتخاب، شیر امده است ![]()















